|
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم هر گه که ياد روی تو کردم جوان شدم
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا بر منتهای همت خود کامران شدم
ای گلبن جوان بر دولت بخور که من در سايه تو بلبل باغ جهان شدم
اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود در مکتب غم تو چنين نکته دان شدم
قسمت حوالتم به خرابات میکند هر چند کاين چنين شدم و آن چنان شدم
آن روز بر دلم در معنی گشوده شد کز ساکنان درگه پير مغان شدم
در شاهراه دولت سرمد به تخت بخت با جام می به کام دل دوستان شدم
از آن زمان که فتنه چشمت به من رسيد ايمن ز شر فتنه آخرزمان شدم
من پير سال و ماه نيم يار بیوفاست بر من چو عمر میگذرد پير از آن شدم
دوشم نويد داد عنايت که حافظا بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 23:3 توسط سیاوش تی
|
|
||
|
ای علی مرد خدا انسان روح آزادی و ایمان بنام تو چه خیانتها که نمی کنند |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 10:25 توسط سیاوش تی
|
|
||
|
پیمان شکن زاهد خلوت نشين دوش به ميخانه شد |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 1:15 توسط سیاوش تی
|
|
||
|
چشمه عشق زان لحظه كه ديده بر رخت واكردم خوب يا بد تو مرا ساخته اي همیشه جاوید حمید مصدق
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 22:4 توسط سیاوش تی
|
|
||
|
یادی از بانوی آواز ایران خانم قمرالملوک وزیری تا من آن نرگس مست تو دیدم
قمرالملوک وزیری خواننده / شاگرد مستقیم استاد مرتضی نی داود پرورده غیر مستقیم مکتب آوازی سید حسین طاهرزاده/دارای قریحه ی عالی هنری در تواناییهای بیانی/صاحب مقام انسانی متعالی/متولد سال ۱۲۸۴ و وفات ۱۴ امرداد ۱۳۳۸ آرامگاه ظهیرالدله تهران
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 23:35 توسط سیاوش تی
|
|
||
|
بزرگی را پرسیدند که خدای را دوست داری؟ گفت دارم. گفتند دشمن وی را ابلیس دشمن داری؟ گفت : مارا از محبت حق چندان شغل افتادست که با عداوت دیگری پرداخت نیست
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 10:41 توسط سیاوش تی
|
|
||
|
از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه، يك “زن” بود، آنچنان كه اسلام ميخواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كورههاي سختي و فقر و مبارزه و آموزشهاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود. وي در همهي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود. مظهر يك «دختر»، در برابر پدرش. مظهر يك «همسر» در برابر شويش. مظهر يك «مادر» در برابر فرزندانش. مظهر يك «زن مبارز و مسؤول» در برابر زمانش و سرنوشت جامعهاش. وي خود يك «امام» است، يعني يك نمونهي مثالي، يك تيپ ايدهآل براي زن، يك “اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه ميخواهد “شدن خويش” را خود انتخاب كند. او با طفوليت شگفتش، با مبارزهي مدامش در دو جبههي خارجي و داخلي، در خانهي پدرش، خانهي همسرش، در جامعهاش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ ميداد. نميدانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند. در ميان همه جلوههاي خيره كننده روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفتانگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و همپرواز روح عظيم علي است. او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمانهاي بزرگش مينگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهاييهايش.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 18:46 توسط سیاوش تی
|
|
||