|
مرا عاشقی شیدا تو کردی
مرا عاشقي شيدا فارغ از دنيا
![]() باصدای ماندگار استاد غلامحسین بنان
اثری ماندگار از استاد علی تجویدی
در دستگاه سه گاه
با کلامی از منیره طه
مفاهیم نخستین بر مبنای ردیف موسیقی ایرانی
(قسمت اول)
□ ردیف
ردیف نام نظامی است از دستگاهها (و گوشههای این دستگاهها) در موسیقی ایرانی که بیشتر برای تعلیم و آموزش منظم شده است. در گذشته منظور از ردیف ترتیب و توالی گوشهها در یک دستگاه بود که آنهم به کار آموزش نوآموزان میآمد و نوازندگان و خوانندگان ماهر نیازی به رعایت دقیق آن نداشتند. ردیف موسیقی شامل هفت دستگاه شور ، ماهور ، نوا ، همایون ، سه گاه ، راست و پنجگاه و چهارگاه است. این دستگاه ها کوک منحصر به خود را دارند. که البته این کوک ها نیز در سازهای مختلف متفاوت است. ردیف شامل پنج آواز نیز هست آواز های ابوعطا بیات ترک دشتی وافشاری که در کوک شور نواخته می شوند و آواز بیات اصفهان که در کوک همایون نواخته می شود.این آواز ها دارای حال و هوای مخصوص به خود و نت شروع وپایان متفاوت از یکدیگرند. □ دستگاه هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالیی از پردههای مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال میدهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده است و معمولا بدین شیوه ارایه میشود که از درآمد دستگاه آغاز میکنند، به گوشه اوج یا مخالف دستگاه در میانه ارایه کار میرسند، سپس با فرود به گوشههای پایانی و ارایه تصنیف وسپس رِنگی اجرای خود را به پایان میرسانند. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارتاند از: دستگاه سهگاه دستگاه چهارگاه دستگاه همایون دستگاه ماهور دستگاه شور دستگاه نوا دستگاه راستپنجگاه □ گوشه گوشه ها قطعههای ثبت شده از موسیقی سنتی ایرانی هستند که در طول زمان توسط استادان موسیقی ایرانی گردآوری شده و به هنرجویان آموخته میشود. هر دستگاه موسیقی سنتی دارای تعدادی گوشه است که توسط استادهای مختلف به شکل های متفاوت ولی بسیار متشابه ثبت شده اند. منبع جمع آوری گوشه ها عموماً قطعات نواخته شده در میان نوازندههای بومی نواحی مختلف ایران است باتشکر از دوست محترم " صدف "بخاطر تهیه و ارسال متن
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 15:46 توسط سیاوش تی
|
|
||
|
الا يا ايها الساقي
![]() دلا نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد
به زير آن درختي رو كه او گلهاي تر دارد نه هر كلكي شكر دارد، نه هر زيري زبر دارد نه هر چشمي نظر دارد، نه هر بحري گهر دارد (الا يا ايها الساقي ادركاسا وناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها) بنال اي بلبل دستان، ازيرا ناله مستان ميان صخره و خارا اثر دارد، اثر دارد (الا يا ايها الساقي ادركاسا وناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها) ببوي نافه كآخر صبا زان طره بگشايد زتاب زلف مشكينش چه خون افتاد در دلها شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هايل كجا داند حال ما سبكباران ساحلها (الا يا ايها الساقي ادركاسا وناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها) آلبوم گل صدبرگ
با صدای آقای شهرام ناظری
شعر حضرت عشق حضرت حافظ
دف
باتوجه به نظرات فراوان که در باره مبدا پیدایش آلات موسیقی در جهان . پذیرفته شده است . این عقیده پیش از همه مورد تایید است که قدیمی ترین و اساسی ترین نمونه آلات موسیقی . سازهای ضربه ای هستند مطابق نطریه های متفاوت پیرامون تاریخچه دف و نیز تحقیقات وسیقی که در این زمنیه به عمل آمده است می توان به بیان کهن حضرت داوود در کتاب مقدس زبور اشاره کرد که فرموده اند که (او را به دف و رقص تسبیح بخوانید)این گفته حاکی از آن است که در زمانهای بسیار دور دف جایگاه و منزلت و یژه ای در آیین های سنتی . مذهبی . عرفانی . دراویشی و همچنین بزمی و رزمی در جهت نوروز و تحویل سال پارسیان در دوران شاهنشاهی ساسانیان توام با نوای دف بوده است. دف در ایران ساسانی همراه با سرودهای خسروانی و بطور گروه نوازی مورد استفاده قرار می گرفته است. تاثیرات مقتضیات زمان و مکان و تقییر و تحولات سرزمینهارا در اشکال دف نمی توان نادیده گرفت . برخی قبایل نامهاو عناوین های متناسب با تمدن .فرهنگ . آیین و زبان آن زمان خود .بردف می نهادند.در نگاهی به ریشه این کلمه می توان دریافت که ریشه لغوی دف در آغاز (دوب)بوده است . (دوب) در زبان سومری به معنای لوح و خط به کاررفته سات و بعدها به علت مقتضیات زمان در دوره ای دیگر وارد زبان آکدی شده و به (دوپو) یا توپو تغییر نام یافته است این کلمه بعدها در اثر تردد اعراب بادیه نشینبه سرزمین پارسیان عینا در مکتوبات عرب انتشار یافت و به نام دف مشهور شد. بعدها در تاریخ اسلام در زمان هجرت حضرت محمد (ص) به شهر مدینه . مردان و زنان عرب با نوای دف به استقبا حضرت رسول آمدند پس از طی شدن دوره آغازین اسلام به تدریج دف جنبه مذهبی و آیین یخود را از دست داد و استفاده های عامیانه تری یافت و به تدریج جای خود را به سازهای دیگر همچون دایره . تنبکم و یا به قول اعراب ضرب داد . لیکن پس از مدتی با بوجود آمدن تصوف اسلامی دف نوازی مجددا رایج شده و در محافل عرفانی به رشد و نموی نوین پرداخت که تا دهها های اخیر دارای روندی کند و لیکن بسیار پربار و گرانبها بود. د رحال حاضر در کشورهای آسیایمیانه و شرقی مثل اندونزی. مالزی و سنگاپور نوعی ساز با ساختمان مشابه دف امروزی یافت می شود که در محافل . عبادتگاهها. معابد و غیره مورد استفاده قرار می گیرد. هنری جورج فارس در تاریخ موسیقی مغرب زمین می نویسد : نخستین خواننده مرد حرفه ای اسلام در خوانندگی برای همراهی خود جز از دف از هیچ ساز دیگری استفاده نمی کرد. الغیض ( به معنی خوشخوان)که نامش در زمره چهار خواننده بزرگ عرب آورده شده است آواز خودش رابا دف همراهی می کرد.در نقشهای حکاکی شده در خرابه های نینوا پایتخت کشور باستانی آشوردر بین نوازندگان . نوازنده ای در حال نواختن نوعی ساز کوبه ای دایره شکل که تناسب بسیار زیادی به ساز دف امروزی دارد می باشد. این نقش بیانگر رواجدف نوازی در امپراطوری آشور که خود زمانی مستعمره امپراطوری بابل بود دارد . دف امروزه در ایران جایگاه ویژه ای دارد ایرانیان دف را در شادی ها . جشن های بزرگ خود مانند نوروز می نواختند امروزه نیز بسیاری از اقوام ایرانی مراسم سنتی . آیینی . مذهبی . عرفانی و محلی خود را با نوای دف و گاهی به همراه چند ساز دیگر مانند نی و تنبور همراهی می کنند.و بلاخره دف به وسیله مسلمانان به اسپانیا در اروپا را یافت. ای دف زن دف بر دست دف زن که شوم سرمست ایقاع کن آهنگی تا شور سماعم هست تصوف بالاترین فلسفه ای است که تاکنون د راندیشه آدمی نقش بسته است و با لاترین افتخار نسل ایرانی این است که این فلسفه را با هنر به اوج کمال خود رسانیده و عالی ترین نتیجه اجتماعی . اخلاقی. و انسانی را از آن گرفته است. ( استاد سعید نفیسی) استاد عبد الرحمن بدوی درباره سماع می نویسد : نخستین حلقه سماع را علی تنوفی یکی از یاران سری سقطی متوفی ۲۵۳ هجری در بغداد بر پا کرد. اعراب اصولا از دف برای تثبت ضربه های تقطیع در وزن شعر استفاده می کردند . بنابر این شاید بتوان گفت ابتدا دف بدین وسیله به محافل صوفیانه وارد گردیدو بعدها در مساله سماع. بوط جدی مورد استقبال و توجه صوفیان قرار گرفت. مولانا در این ارتباط می گوید: مست شدند عارفان . مطرب معرفت بیا زود بگو رباعیی. پیش در آ بگیر دف نظامی گنجوی در خصوص تشبیه دف به ساغر و گلاب دان می گوید: یکی بر جای ساغر دف گرفته یکی گلاب دان بر کف گرفته حافظ حکایت کننده ای از اسرار عشق: حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی است به ناله دف و نی در خروش و و لوله بود مولانا می فرماید: میا بی دف به گور من زیارت که در بزم خدا غمگین نشاید امید است همواره اسلوب انسانیت . خدمت به مردم . پویایی توام با اخلاق . در نهاد هر هنرمندی شعله بر تابد.
باتشکر از همه دوستانی که با پیام های پر مهرو محبت خودشون من رو مورد لطف قرار دادند و به این امید که دیگر این دوری تکرار نشود
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:16 توسط سیاوش تی
|
|
||