|
ای رحمن که دوست را می نوازی ای رحیم که آفتاب رحمتت از مرز کفرو ایمان، شایستگی و نا شایستگی پاکی و ناپاکی و حتی دوستی و دشمنی ما میگذرد آری جز تو دیگر کسی را نخواهم ستود که حمد ویژه تواست جز تو دیگر کسی را ارباب نخواهم گرفت که رب همه تویی که ملک و مالک روز دین تویی ، همه بت هایم را می شکنم هیچ کس جز تو را دیگر نمی پرستم
از هیچ قدرتی جز تو دیگر یاری نمیگیرم ای تنها و تنها معبود من ای تنها و تنها مستعان من ما همه را که اینچنین بر بیراهه های جهل افتاده ایم بر گمراهی های جورمان افکنده اند بازیچه ضعف های خویشیم و بازیچه قدرتهای غیر تو و غیر خویش، به راه آر ،بر راه پاک راستی و آگاهی و حقیقت و کمال و عشق و زیبایی و خیر بران مارا همراه آنها کن که دوستشان داشته ای و نعمتشان داده ای نه آنها که بر آنان خشمگینی و نه آنها که گمراهانند التماس دعا |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 17:48 توسط سیاوش تی
|
|
||