تبليغاتX
کلک خیال انگیز

                        

شمس الدین محمد حافظ ملقب به لسان الغیب و ترجمان اسرار در اوایل قرن هشتم هجری قمری (سال ۷۲۶) در محله شیادان، محله درب شاهزاده فعلی شیراز دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش بها الدین از اصفهان به شیراز مهاجرت نمود. مادر وی نیز کازرونی بوده است. بهاالدین به تجارت مشغول و ثروتی اندوخته بود، ولی سرانجام مرگ او را در رسید و فرزند خردسال و همسرش به بینوایی معاش کردند. اما در برخی کتب آمده است که خواجه را دو برادر و یک خواهر بوده. به هر تقدیر خواجه در خردسالی از نعمت داشتن پدر محروم بوده و در مورد لقب وی باید گفت که در جوار محل کار وی مکتبی بود که هر وقت مجالی می یافت، به کسب کمال می پرداخت از آنجا که هوش سرشاری داشت توانست در این مکتب قران مجید را تمام و کمال حفظ نماید:
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ                              به قرآنی که اندر سینه داری
وی بعد از چندی نظم اشعاری مشغول شد اما ظاهراً در کار شعر موفقیتی کسب نمی نمود. علاقه و شیدایی وی به شعر باعث شد که توسل به عصمت و طهارت پیدا کند و در آن نزدیکی مقبره مرتضی علیشاه بود و خواجه چهل شب برای عبادت از شهر به مقبره می رفت. در یکی ازشبها در حالی که عشقی صوری او را در بر گرفته بود معشوقه مجازی را رها کرده و به طلب محبوب حقیقی به عبادتگاه خود رفت. سحرگاهان او را ذوق و وجدی حاصل شد و در عالم مکاشفه چند تن از اولیا خدا را مشاهده نمود که به او شرابی روحانی چشانیدند، در حال زبان او به شعر گویا شد و اولین ابیاتی که بر طبع او الهام گردید این غزل معروف بود:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بالاخره این شاعر شیرین سخن درسن ۶۵ سالگی چهره در نقاب خاک کشید.
آرامگاه وی در باغچه حافظیه و قبرش در زیر سروی است که حافظ با دست خود کاشته است. 

 


 صبح است ساقیا در وبلاگ  آستان جانان با تصاویری زیبا از حافظیه شیراز

 

2 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 17:54  توسط سیاوش تی  |