تبليغاتX
کلک خیال انگیز

Abolghasem e Arefe Ghazvinie

زندگينامه: ابوالقاسم‌ عارف‌ قزويني‌ شاعر و تصنيف‌ ساز معروف‌ اواخر عصر ‌قاجاريه در سال‌1300ه.ق‌ در قزوين‌ به‌ دنيا آمد. وي‌ علوم‌ قديمه‌ و تعليمات‌ مذهبي‌ را در قزوين‌ فراگرفت‌ و از دوران‌ نوجواني‌ به‌ مطالعه‌ موسيقي‌ اصيل‌ ايران‌ و اشعار شعراي‌ قديم‌ ايران‌ پرداخت‌ .عارف‌ از شانزده‌ سالگي‌ به‌ شعر روي‌ آورد و نخستين‌ اشعار او زمينه‌ هاي‌ مذهبي‌ داشت‌ كه‌ در مجالس‌ روضه‌ خواني‌ به‌ آواز خوش‌ خوانده‌ مي‌ شد; وي‌ در جواني‌ عازم‌ تهران‌ شد و قريحه‌ لطيف‌ و استعداد بي‌ نظيرش‌ در آواز او را به‌ شاعري‌ كشاند، بطوريكه‌ بواسطه‌صداي‌ خوشي‌ كه‌ داشت‌ مورد توجه‌ مظفر الدين‌ شاه‌ قاجار قرار گرفت‌ و حتي‌ خواستند اورا در سلك‌ رجال‌ دربار درآورند كه‌ وي‌ قبول‌ نكرد. عارف‌ در جريان‌ انقلاب‌ مشروطه به‌ آزاديخواهان‌ پيوست‌ و به‌ حمايت‌ از مردم‌ وهواداراي‌ از نهضت‌ در مناسبتهاي‌ گوناگون‌ اشعار و تصنيفهاي‌ فراواني‌ سرود; اين‌ اشعار وطني‌ كه‌ با صداي‌ گرم‌ او خوانده‌ مي‌شد در افكار و احساسات‌ مردم‌ تأثير زيادي‌ داشت‌. عارف‌ قزويني‌ پس‌ از آغاز جنگ‌ جهاني‌ اول‌ با گروهي‌ از آزاديخواهان‌ به‌ تركيه‌ عثماني‌ پناه‌ برد و غزليات‌ و تصانيف‌ وطني‌ مهيجي‌ سرود كه‌ از كارهاي‌ هنري‌ بزرگ‌ وي‌ بشمار مي‌ روند. وي‌ در سال‌ 1337 ه.ق‌ به‌ تهران‌ بازگشت‌ و اشعار و تصانيف‌ ديگري‌ سرداد كه‌ جملگي‌ در راه‌ دفاع‌ از وطن‌ و تلاش‌ براي‌ بيرون‌ راندن‌ بيگانگان‌ و عوامل‌ داخلي‌آنها بود. عارف‌ پس‌ از كودتاي‌ رضا خان‌ مير پنج‌ به‌ همدان تبعيد شد و پس‌ از چند سال‌ كه‌ توأم‌ با عزلت‌ و گوشه‌ نشيني‌ او بود در سال‌ 1312 ه.ش‌ در گذشت‌ و در صحن‌ بقعه‌ ابوعلي‌ سينا به‌ خاك‌ سپرده‌ شد. داستان‌ زندگي‌ عارف‌ از جهاتي‌ بسيار زيبا و عبرت‌ انگيز و در عين‌ حال‌ تأسف‌ باراست‌. وي‌ در كودكي‌ شاهد كشمكش‌ هاي‌ مداوم‌ پدرش‌ ملا هادي‌ با مادر بود كه‌ محيط زندگي‌ را بر فرزند تلخ‌ و ناگوار ساخته‌ بود. در جواني‌ با گروهي‌ از نامداران‌ عرصه‌ ادبيات‌ وسياست‌ نظير ايرج‌ ميرزا و كلنل‌ محمد تقي‌ پسيان دوستي‌ عميقي‌ يافت‌ كه‌ اين‌ دوستيها باشكست‌ و تلخي‌ به‌ پايان‌ رسيد، كلنل‌ محمد تقي‌ خان‌ پسيان‌ در واقعه‌ قيام‌ خراسان‌ به‌ قتل‌رسيد. روابط او با ايرج‌ ميرزا شاعر نازك‌دل‌ و حساس‌ نيز به‌ تيرگي‌ شديد منجر شد كه‌ نتيجه‌اش‌ سروده‌ هجو نامه‌ ايرج‌ ميرزا برضد عارف‌ بود كه‌ موجبات‌ ناراحتي‌ و غم‌ و غصه‌ اين‌شاعر را فراهم‌ آورد. وي‌ چند بار شيفته‌ دختراني‌ شد كه‌ هيچيك‌ به‌ عقد ازدواج‌ او درنيامدند و در دوره‌ مبارزات‌ مردمي‌ بر عليه‌ استبداد و در جريان‌ نهضت‌ مشروطيت‌ و پس‌ ازآن‌ نيز سختيها و ناملايمات‌ زيادي‌ از دوستان‌ خود ديد و به‌ دليل‌ اشعار و تصانيف‌ پرشورخود نيز بارها آماج‌ تهديد و توبيخ‌ و آزادي‌ مخالفانش‌ قرار گرفت‌. اواخر عمر عارف‌ نيز درهمدان‌ با انزوا و بيچارگي‌ سپري‌ گرديد و با عسرت‌ و تنگدستي‌ درگذشت‌. عارف‌ قزويني‌ شاعر و تصنيف‌ سازي‌ دردمند بود و اشعار و تصانيف‌ خود رابامهارت‌ و تسلطي‌ بارز براي‌ بيان‌ مقاصد و مضامين‌ ملي‌ و ميهني‌ بكار مي‌ گرفت‌. مجموعه‌ اشعار و تصنيفهاي‌ عارف‌ در ديوان‌ وي‌ گرد آوري‌ و منتشر شده‌ است‌.   لباس‌ مرگ‌ بر اندام‌ عالمي‌ زيباست‌ چه‌ شد كه‌ كوته‌ و زشت‌ اين‌ قبا به‌ قامت‌ ماست‌ ز حد گذشت‌ تعدي‌ ،كسي‌ نمي‌ پرسد حدود خانه‌ بي‌ خانمان‌ ما زكجاست‌ ...خراب‌ مملكت‌ از دست‌ دزد خانگيست‌ ز دست‌ غير چه‌ ناليم‌، هرچه‌ هست‌ ازماست‌

2 نوشته شده در  جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 3:26  توسط سیاوش تی  |