|
دوست داشتن از عشق برتر است. عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي اما دوست داشتن پيوندي خودآگاه و از روي بصيرت روشن و زلال عشق بيشتر از غريزه آب ميخورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوستداشتن از روح طلوع ميكند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد. دوست داشتن نيز همگام با آن اوج ميگيرد عشق زيباييهاي دلخواه را در معشوق مي آفريند و دوست داشتن زيبائيهاي دلخواه را در دوست مي بيند و مي يابد عشق يك فريب بزرگ و قوي است دوست داشتن يك صداقت راستين و صميمي . بيانتها و مطلق عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن عشق بينايي را ميگيرد و دوست داشتن ميدهد عشق همواره با شكآلوده است و دوست داشتن سراپا يقين و شك ناپذير عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني فهميدن و انديشيدن نيست. اما دوست داشتني در اوج معراجش از سر حد عقل فراتر مي رود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين ميكند و با خود به قله سبز اشراق مي برد. عشق معشوق را مجهول و گمنام مي خواهد تا در انحصار او بماند, زيرا عشق جلوهاي از خودخواهي و روح ناچرانه يا جانورانهي آدمي است. اما دوست داشتن دوست را محبوب و عزيز ميخواهد و ميخواهد كه همهي آنچه را او از دوست در خود دارد داشته باشند كه دوست داشتن جلوهاي از روح خدايي و خطرات اهورائي آدمي است. در عشق رقيب منفور است و در دوست داشتن است كه هوادارن كويش را چو جان خويشتن دارند. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز , خود را تا سطح بلندترين قلهي عشقهاي بلند,پايين نخواهم آورد.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1384ساعت 22:4 توسط سیاوش تی
|
|
||