تبليغاتX
کلک خیال انگیز

 

الای رهگذر كز راه ياری

قدم  بر سينه ما ميگذاری

در اينجا شاعری غمناك خفته است

رهی در سينه اين خاك خفته است

 فرو خفته چو گل با سينه چاك

فروزان آتشی در سينه چاك

به شبها شمع بزم  افروز بوديم

كه در  روشندلی چون روز بوديم

كنون شمع مزاری نيست مارا

چراغ شام تاری نيست مارا

سراغی كن زجان دردناكی

برافكن پرتوی بر تيره خاكی

 زسوز سينه با ما همرهی كن

چوبينی عاشقی ياد رهی كن

 شعری از زنده یاد رهی معیری نوشته شده بر سنگ مزارش

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 0:17  توسط سیاوش تی  |